تشخیص باز
یک تشخیص واقعی؛ روی خود دگرین
این مورد مشتری نیست.
وضعیت
دگرین در آستانه انتشار عمومی بود. سؤال روی میز این بود که آیا سایت باید دوباره طراحی شود.
ادعای اولیه
فرض اولیه: «احتمالاً مشکل اصلی سایت طراحی است.»
شواهد
بررسی شد: زیرساخت فنی، قابلیت ایندکس، جایگاه، اعتماد، وضوح پیشنهاد و مسیر تبدیل. هدف این نبود که ثابت کنیم طراحی بد است یا خوب؛ هدف این بود که ببینیم آیا بازطراحی مسئله اصلی است.
یافتههای اصلی
- جایگاه و تیتر اصلی نسبتاً قوی بودند.
- زیرساخت فنی ناقص بود.
- اعتماد کمتر از وضوح بود.
- پیشنهاد هنوز خریدپذیر نشده بود.
- شواهد کافی وجود نداشت که بازطراحی مسئله اصلی باشد.
ادعا در برابر واقعیت
ادعا: سایت باید دوباره طراحی شود.
واقعیت: مسائل بنیادیتری قبل از بازطراحی وجود داشتند.
تشخیص
مشکل اصلی این نبود که سایت «زشت» است. مسئله این بود که هنوز یک دارایی دیجیتال کاملاً آماده برای اعتمادسازی و فروش مشاوره نبود.
علت محتمل
تمرکز اولیه بیشتر روی «سایت چگونه دیده میشود؟» بود تا «کاربر برای اعتماد و خرید چه چیزی باید بفهمد؟»
تصمیمها
- بازطراحی متوقف شد.
- زیرساخت فنی اصلاح شد.
- تیتر اصلی حفظ شد.
- تشخیص راهبردی بهعنوان خدمت طراحی شد.
- مشاوره راهبردی بهعنوان مسیر دوم طراحی شد.
- لایه اعتماد و روایت بنیانگذار اضافه شد.
نتیجه تا این لحظه
نسخه Production منتشر شده و زیرساخت فنی بهبود یافته است. هنوز شواهد کافی برای ادعای افزایش فروش، افزایش تبدیل، بازده سرمایه یا رشد عددی وجود ندارد؛ بنابراین هیچکدام را ادعا نمیکنیم.
معیار بعدی
- سرنخ واجد شرایط
- شروع ارزیابی
- گفتگوی تناسب
- پیشنهاد همکاری
- تشخیص پولی
- تبدیل
- داده جستجو
اگر مسئله شما هم ممکن است طراحی نباشد، مسیر خدمت در تشخیص راهبردی آمده است.